بخش مهمی از شکست دشمن در برابر ایران از خطاهای محاسباتی آن در قبال ایران ریشه دارد. در واقع، دشمن با گرفتار شدن در دام اشتباهات محاسباتی در قبال ایران، با آغاز حمله در مسیری گام برداشت که نتیجه آن جز شکست نبوده است. مهمترین خطاهای محاسباتی دشمن در قبال ایران عبارتاند از:
۱. دشمن تصور میکرد که ۴۸ ساعته کار ایران را یکسره میکند، اما با وجود ترس رأس سیاسی و دفاعی ایران، این هدف محقق نشد.
۲. به اعتراف ترامپ، دشمن تصور نمیکرد که ایران به پایگاههای امریکا در منطقه حمله کند، اما ایران اثبات کرد هم توان و هم اراده حمله به پایگاههای امریکا در منطقه و تبدیل کردن آنها به ویرانه را دارد.
۳. به اعتراف ترامپ، دشمن تصور نمیکرد که ایران به کشورهای منطقه حمله و جنگ را منطقهای کند، اما ایران در طول حدود ۴۰ روز جنگ، مبدأ حملات به خود را با دقت مورد هدف قرار داد.
۴. دشمن تصور میکرد که در دفاع هوایی یا پدافند، میتواند موفقیت ۸۰ تا ۹۰ درصدی در برابر حملات موشکی ایران داشته باشد که واقعیت غیر از این بود و حتی ایران مناطق مهمی، چون بیت شمش، دیمونا و آراد را در قلب سرزمینهای اشغالی موشکباران کرد.
۵. دشمن تصور میکرد که میتواند امکان شلیک موشک را از ایران سلب کند، اما نتوانست و اتفاقاً شبی که آتشبس برقرار شد، دقیقاً از پایگاههایی مورد حمله قرار گرفت که پیش از آن آماج سنگینترین حملات هوایی بودند.
۶. دشمن تصور نمیکرد که ایران قادر به بستن تنگه هرمز باشد، اما این اتفاق همان ابتدای جنگ رخ داد و تاکنون ادامه دارد.
۷. دشمن تصور نمیکرد مردم ایران در برابرش متحد و منسجم شوند، اما مردم در برابر دشمن شگفتی و حماسه خلق کرده و با اتحاد خود، سیلی بر صورت دشمن زدند.
۸. دشمن تصور میکرد که گروهکهای ضدانقلاب همزمان با حملات هوایی، میتوانند بهصورت زمینی در داخل ایران پیشروی کنند که تمام اقدامات محتمل آنها بهویژه در داخل کردستان عراق با حملات دقیق ایران عقیم ماند.
۹. بعد از ناتوانی در غلبه نظامی بر ایران و ناتوانی در بازگشایی تنگه هرمز، دشمن تصور میکرد که میتواند با تشکیل ائتلافی از کشورهای همپیمان هم تنگه هرمز را باز کند و هم امکان غلبه نظامی بر ایران برایش فراهم میشود که در این زمینه نیز موفق نشد.
۱۰. دشمن تصور میکرد که با توجه به تسلطش بر ابزار رسانه، میتواند مدیریت روایت جنگ را در دست گیرد که بهویژه با اقدامات بههنگام فرماندهان میدان همچون شهید تنگسیری و سردار سیدمجید موسوی و برخی مقامات سیاسی مانند شهید لاریجانی و دکتر قالیباف، دشمن در جنگ روایتها نیز نتوانست روایت برساخته خود از جنگ را به منزلت هژمونیک برساند.
برایند این خطاهای محاسباتی، اثبات قوت و قدرت ایران و شکست دشمن در سه حوزه میدان (نظامی)، رسانه (روایت) و خیابان (ضدامنیتی) است؛ بهگونهای که حتی همپیمانان همیشگی امریکا ترجیح دادند که در برابر ایران با امریکا ائتلاف نکنند و روی اسب بازنده شرطبندی نکنند. بهراستی اگر ایران ضعیف بود، آیا میتوانست اینگونه مانع از تحقق محاسبات و اهداف دشمن در جنگ شود و حتی امکان ائتلافسازی را از امریکا سلب کند؟ پاسخ قطعاً خیر است.
ممکن است گفته شود که واقعیت ایران قوی چگونه با خسارتها و تلفات جنگ و برخی کاستیها در حوزه دفاع مانند دفاع هوایی یا پدافند قابل جمع است؟ در پاسخ باید گفت که در هر جنگی طبیعی است که طرفین جنگ خسارتهایی بر همدیگر وارد کنند و در برخی حوزهها، در کنار نقاط قوت، از کاستیهایی نیز رنج ببرند؛ همانگونه که بهموازات کاستیهای ایران در حوزه پدافند، طرف مقابل نیز در این حوزه از ضعف جدی برخوردار بود و بهنوعی در برابر حملات ایران تقریباً بیدفاع بود. ضمن اینکه در برابر خسارتها و تلفات تحمیلی بر ایران، هم در نقطه مقابل خسارتها و تلفات بیشماری بر دشمن وارد شده است و هم میزان خسارت اساساً تعیینکننده طرف پیروز جنگ نیست، بلکه تحقق اهداف تعیینکننده طرف بازنده یا پیروز جنگ است. مبتنی بر آنچه گفته شد، ایران در جنگ رمضان پیروز شد؛ زیرا اجازه نداد تا دشمن با محاسبات اشتباه، به اهدافش جامه عمل بپوشاند.